درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • نادر رهبر ماسوله
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • وجود
  • عادت و کرامت یک خاندان
  • سبک روحان
  • محرم
  • چرا امام موسی صدر
  • کلام روشن
  • عادت
  • عرفان حسینی
  • سروران آفتاب
  • امتحانی برای ظهور
  • عبرت
  • میلاد
  • عیدی امام رئوف
  • رضا
  • امام موسی صدر و اصحاب کهف
  • کلام روشن
  • ولایت الله
  • احیاگر
  • معجزه
  • شروع
  • بهترین سرآغاز
کلمات کلیدی مطالب
  • اخلاق (٤)
  • امام موسی صدر (٩)
  • امیرالمومنین (٤)
  • پیامبر (٢)
  • تاریخ اسلام (٢)
  • سنت الهی (۱)
  • ضامن آهو (٢)
  • مسیح (۱)
  • کربلا (٤)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
دوستان من
  • پیام و نور چشمانش
  • عبادتگاه من
  • روزهای آیدا
  • امت مظلوم
  • تورجان
  • علمدار
  • نداي سلماس
  • فریاد سکوت
  • هرمنوتیک
  • می مانم ای درد حتی ،با تکیه بر استخوانم
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطلا
کلام روشن
نویسنده: نادر رهبر ماسوله - ۱۳٩٠/۸/٢٤

امام علی علیه السلام در توصیف مؤمن فرموده اند:
شادى مؤمن در چهره او، و اندوه وى در دلش پنهان است، سینه اش از هر چیزى فراختر، و نفس او از هر چیزى خوارتر است.برترى جویى را زشت، و ریاکارى را دشمن مىشمارد، اندوه او طولانى، و همّت او بلنداست، سکوتش فراوان، و وقت او با کار گرفته است، شکرگزار و شکیبا و ژرف اندیش است.از کسى درخواست ندارد و نرمخو و فروتن است، نفس او از سنگ خارا سختتر امّا در دیندارى از بنده خوارتر است.‬

نظرات ()



سروران آفتاب
نویسنده: نادر رهبر ماسوله - ۱۳٩٠/۸/۱٤

 شعری از آیت الله صافی گلپایگانی راجع به اسطوره های ایرانی و اهل بیت(ع)

ما را  ز کورش و کی و جم اعتبار نیست           فخری به داریوش و به اسفندیار نیست

 

مرده است دور رستم و سیروس و کیقباد           ما را به جاهلیت آن دوره کار نیست

 

در سایه محمد و آل محمدیم                         برتر از این برای بشر افتخار نیست

 

ابنای دین و سوره توحید و کوثریم                  بر دل ز کفر و شرک و شرارت غبار نیست

 

اسلام، اعتقاد و نظام و هویت است               هر کس نداشت در دو جهان رستگار نیست

 

اندر دژ ولایت و حصن امامتیم                     مانند این حصار به گیتی حصار نیست

 

ما امت عدالت و صلح و اخوتیم                    در ما نفاق و شیطنتِ دیو سار نیست

 

از جاهلیت مجوس نگیریم رسم و راه               ما را به جز ولایت مهدی (ع) شعار نیست

 

اعلام «ان اکرمکم» باشد این پیام                در کیش ما به رنگ و نژاد اعتبار نیست

 

گر مدعی تلاش به توهین ما کند                    با او بگو که از تو جز این انتظار نیست

 

تو باش و هفت خوان و خرافات و ترّهات          راهی که می‌ روی ره پروردگار نیست

 

زنده است دین احمد (ص) و قرآن و اهل بیت (ع)          اکمل از آن طریق سوی کردگار نیست

 

یارب رسان امام زمان منجی جهان               فرّخ، زمان او که در آن، کار عار نیست

 

پر می‌ کند ز عدل به امر خدا زمین               بهتر ز عصر دولت او روزگار نیست

 

آئین دین مداری و تقوی شود رواج               رسم فساد و شرب مدام و قمار نیست

 

مؤمن عزیز گردد و کافر شود ذلیل                 مرد خدا به دوره او خوار و زار نیست

نظرات ()



امتحانی برای ظهور
نویسنده: نادر رهبر ماسوله - ۱۳٩٠/۸/۱

مخاطب نوشته زیر در درجه اول خودم هستم.

  پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) مسلمانان با پراکندگی و عدم ایستادگی بر پیمان خود ، باعث خانه نشینی علی و انحراف اسلام از جریان خود شدند. تا آنکه اوضاع به مرحله ای رسید که همان مسلمانان با تجمع وحضور خود ، علی را مجبور به پذیرش منصب خلافت کردند. ولی فاصله میان جامعه اسلامی آنروز و اسلام، در حدی بود که اقدامی انقلابی جهت اصلاح می طلبید. علی بن ابی طالب پس از سکوت بیست و پنج ساله ی خار‌ در چشم و استخوان در گلو ، نه دچار رخوت شده بود و نه دچار عافیت طلبی؛ بلکه همچون روزگار پیامبر کمر همت را محکم کرده ، به وظیفه ی خود بی کم و کاست پرداخت. اما باز هم این مسلمین بودند که خلیفه خود را در کنار شیعیانش تنها نهاده ، به بهانه جویی پرداختند و در نهایت فرقِ عدالت را دوتا کردند. این فاجعه برایشان درس نشد ، که هنوز مدتی از حکومت حسن نگذشته بود که او نیز مجبور به صلح و خانه نشینی شده وسپس مسموم زهرِ بیخبریِ غافلان شد.واین رفت تا آنجا که در کربلا آنچه نباید میشد،شد.

  دیگر این کندی و دنیاطلبی مسلمانان عادتشان شده بود. به تدریج ائمه از مسلمانان قطع امید میکردند چرا که میدیدند دچار چنان خواب زمستانی شده اند که نزدیک است این خواب به شیعیان نیز سرایت کند. پس معصومین به ارشاد شیعیان خود مشغول شدند و این در حالی بود که حاکمان زر و زور و تزویر با تمام قوا در صدد نابودی این جمعیتِ ضعیف بودند؛ با رشوه ،با زندان ، با تبعید ، با شکنجه ، با اعدام. عاقبت تنها راه باقیمانده برای حفظ جان امام معصوم غیبت او شد. امام معصوم از نظرها غایب شد چرا که از یک سو برای مسلمانان ، جدال میان اهل بیت و حکومت عادی شده بود و از دیگر سو ، شیعیان نیز سست گشته و به دنیای خود سرگرم شده بودند. پس امام غایب شد و شیعیانش ماندند چشم به راه و شدند منتظر. منتظرانی که تنها نام منتظر را به یدک میکشیدند ، چرا که به قول آیت الله بهجت ، خود بانیان اصلی زندانی شدن آن امام هستند.

  و روزگار اینگونه بود تا اینکه شیعیان تکانی به خود دادند. سرانجام (بدون امام غایبشان) قیام کردند و حاکمان ستمگرشان را بیرون رانده و حکومتی بر اساس اسلام بنا نهادند و مشکلات را یک به یک با استواری پشت سر گذاردند و هر روز فریاد بیقراری برای امام غایبشان را بلندتر از قبل سر دادند که خود را آماده تر از هر زمانی برای بازگشت مرادشان و یاری او می دیدند.اما اینبار خدا حاضر نیست آخرین ذخیره اش را به راحتی به میانِ تندباد حوادث بفرستد؛ زینرو امتحاناتی سخت تر را برابر این امت بیدار شده از خواب غفلت نهاد تا ظرفیت و شایستگی خود را نمایان کنند و مشخص کنند که این شادابی دوشینشان تا به کجاست.

  یکی از این امتحانات ، امتحانی است به نام موسی صدر. شخصی که خود را وقف جامعه اسلام کرده بود و توانست به تنهایی شیعیان لبنان را از چاه خودفراموشی بیرون کشیده و به گونه ای به آنها شخصیت و بزرگی دهد که با کمک این جمعیت فراموش شده ، در برابر جنگ و غرور و تعصب ، قیام کند و می رفت که جامعه ای بر اساس برادری و برابری در لبنان پی ریزد ، اما حماقت دیوانه ای بدنهاد او را به کنج زندان روانه کرد. حال این وظیفه ی شیعیان بود که برای آزادی و بازگرداندن او جهت تکمیل راهش ، قدم بردارند. شاید خدا اینگونه می خواست به شیعیانِ منتظر ، وظیفه شان در قبال امام غایبشان را یادآوری کند. اما آنها در در اوقاتی به بهانه ی مصلحت و در دیگر زمانه به دلیل تضاد منافع با امام صــدر در تلاش برای آزادی او تعلل ورزیدند. و امروز ، آن دیوانه بدنهاد چند روزی است که به درک واصل شده ، اما هیچ خبری از امام موسی صدر نیست ، و حتی هیچ تحرک قابل دفاعی هم دیده نمیشود. تا جایی که عده ای مزورانه به خود اجازه میدهند ادعا کنند که امام توسط آن پلید شهید شده است؛ که این ادعا بیشتر به تلاش برای پاک کردن آثار جنایت خودشان می ماند.

  خوب به سرنوشت امام موسی صدر بنگرید شاید بتوان سرگذشت او را مثالی برای تاریخ اسلام دانست؛ شروع از نقطه ای تاریک ، حرکت به سوی اوج ، تنهایی به دلیل کندی یاران. حال چگونه می توان انتظارِ پایانِ این انتظار طولانی را داشت؟ چطور می توان فریاد آمادگی یاری آخرین امید بشریت را سر داد؟

نظرات ()



کلام روشن
نویسنده: نادر رهبر ماسوله - ۱۳٩٠/٧/٥
امام علی علیه السلام
هرکه میخواهد بداند مقامش نزد خدا چگونه است ببیند مقام خدا هنگام گناهدر نظر او چگونه است؟ اگر خدا در نظرش عظمت دارد و گناه را به احترام فرمان او ترک میکند او هم نزد خدا مقامی دارد.
نظرات ()